Mozarella CoffeeHouse

کاش زانوی غم بودی، هرشب بغلت میکردم.

جنایت..

داستايفسكى يه جا تو يادداشت هاى زيرزمينی میگه:
نمى‌دانم دارم روزهايم را مى‌كشم، يا روزهايم دارند مرا مى‌كشند؛ در هر صورت جنايتی در حال وقوع است.